تبليغاتX
الهی دورت بگردم - هو النور

الهی دورت بگردم

خاطرات عمره ی دانشجویی

به سمت موزه ی شهر مکه حر کت می کنیم ، موزه محوطه ای سر سبز و زیبا دارد . با آنکه کعبه قدمتی به اندازه ی همه ی تاریخ دارد اما موزه ی کوچک و محدودی ست ، گویا  صعودی ها با تاریخ میانه ی خوبی ندارند!

توی راه موزه به زیارت شهدای فخ هم رفتیم . 400 سید حسنی که توسط  خلیفه ی وقت به شهادت رسیدند و در کنار کوهی به نام ذو الطوی  دفن شده اند، قبرستان به زمین فوتبال تبدیل شده بود!!!!!!

گویا در حدیث آمده است که حضرت مهدی عج از این کوه به سمت کعبه سرازیر خواهند شد، به زودی ان شاالله...

 

 

اول شب توی هتل چمدانها را برای بازگشت می بندیم، همان چمدانها که دو هفته پیش با ذوق و شوق بسته بودیم . غم دارم ، سینه ام سنگین است.

 

 

امشب شب آخر است و من تنها در طبقه ی دوم مسجدالحرام نشسته ام!

آسمان یکدست سیاه است و پرده ی خانه ی خدا  هم سیاه است ، اما نه یکدست !! به نظر می آید که لکه هایی روشن روی پرده ی کعبه-خصوصا قسمت های بالای- افتاده!!! برای طواف که نزدیک می روم می بینم که این لکه های روشن  در واقع شاپرکهایی هستند که آرام و بی حرکت روی پرده ی سیاه نشسته اند !!

از همان پروانه های عاشق نوری که در هوای دم کرده ی شبهای تابستان دور هر لامپ یا منبع نوری جمع می شوند و بی تاب پر پر می زنند!

مسجدالحرام پر از لامپ و پروژکتور است اما شاپرکها روی پرده ی سیاه خانه ی خدا آرام گرفته اند.

الله نور السماوات و الارض

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:45  توسط ریحانه حسینی  |