تبليغاتX
الهی دورت بگردم - لحظه ی دیدار نزدیک است

الهی دورت بگردم

خاطرات عمره ی دانشجویی

شب توی اتبوس بین راه مدینه تا مکه به فردا فکر می کنم و به دیدار اول با کعبه:

آبرویم را نریزی دل

ای نخورده مست

لحظه ی دیدار نزدیک است...

از خستگی 2-1 ساعتی خوابم می برد و دوباره بلند می شوم ، نمی شود بیرون را نگاه کرد شب است و شیشه عکسم را منعکس می کند حرف هم که می زنم همه اش شک می کنم نکند این حرفی که زدم فخر فروشی باشد غیبت نباشد، مبادا قسم بخورم (والا و بلا که ورد زبان ماست هم قسم محسوب می شود و باطل کننده ی احرام!!) تصمیم می گیرم اصلا حرف نزنم تا بیشتر از این خرابکاری نکرده ام .

ضمنا اینجا همه اش بین علما اختلاف است , یک سیب آورده ایم که در راه بخوریم ف یکی می گوید سیب میوه ی معطری ست و این بوی سیب بر محرم حرام است ، دیگری می گوید نه حلال است ، آن یکی می گوید بینی ات را بگیر را سیب را بخور!!! اخرسیب را کنار می گذارم که مبادا با خوردنش از بهشت بیرونم کنند.

مریم اس ام اس می زند که:" عروس خدا شدید مبارک !!" خیلی از لحظات به یادش هستم تمام مسیر در سفر جنوب که بودیم  برایم از مدینه و مکه تعریف می کرد و اشک می ریخت  و عجب هوایی ام کرد.... و ما ادراک المریم ...

چند لحظه بعد عطی هم اس ام اس می زند که تولدت مبارک!! شروع دوباره مبارک !!

همه اش دعا می کنم و می گویم خدایا حج من را با حج مریم و عطی و دیگر بندگان خوبت مقایسه نکن که داغونم .

بلاخره نیمه شب به هتل اشبیلیا می رسیم ، هتلی 18 طبقه ، کهنه و قدیمی ، امکاناتش خیلی از مدینه کمتر است . اتاقها کوچک و دلگیرند و منظره ی پشت پنجره ، پنجره ی اتاقهای دیگر همین هتل است!!! اما خود شهر مکه شهر قشنگی ست کوهستانی ست با خانه ها و هتل هایی که روی صخره ها بنا شده اند  و خیابانها سر بالایی و سرازیری ست ؛ هوا گرم گرم گرم ، ذوب می شوی....

فردا صبح دیدار اول با کعبه است ، برای انجام اعمال هیجان دارم ، برای کسی که یک عمر بی قاعده و قرار زندگی کرده حفظ احرام سخت است . هتل پر از اینه است 6 وجه آسانسور آینه است صابونها بوی عطر می دهند ، دهان هم که باز می کنیم یک حرف نامربوط از زبانمان در می رود .واقعا که چه احرامی!!!

همه اش زیر لب می گویم : خدایا عبادات در هم شکسته ی ما را بپذیر .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 9:52  توسط ریحانه حسینی  |